سال بی تو
شنبه 27 اسفند 1390 01:09 ق.ظ
بی تو آرزو میکنم لحظه سال تحویل هیچگاه نرسد
امسال بدون تو نوروز برایم مفهومی ندارد
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
اس ام اس تبریک عید نوروز
شنبه 27 اسفند 1390 01:06 ق.ظ
باعث افتخار است که عرض شادباش و تبریک اینجانب
زودتر از نسیم روح بخش نوروز خدمتتان شرفیاب شود . . .
پیشاپیش عیدتان مبارک
.
.
.
اس ام اس تبریک نوروز ۹۰، اس ام اس مخصوص سال نو،
نه زمستانی باش که بلرزانی و نه تابستانی باش که بسوزانی
بهاری باش که برویانی …
.
.
عید واقعی از آن کسی است
که آخر سالش را جشن بگیرد نه اول سال را
.
.
.
عید حقیقی را کسانی درک میکنند
که با یک چشم بر گذشته بگریند و با چشم دیگر
به آینده لبخند بزنند . . .
.
.
.
در این نوروز باستانی خیال امدنت را به اغوش خسته می کشم
.
.
.
نرم نرمک می رسد اینک بهار………تف به قبر روزگار
.
.
اگر به تیپ خود اهمیت میدهید
اگر به دنبال لباس زیبا برای عید هستید
اگر شیک پوشی را دوست دارید …
با ما تماس بگیرید.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
صنف پالان دوزان پایتخت
.
.
.
به علت نبودن چرت و پرت از هم اکنون سال نو را به شما تبریک عرض مینماییم..
.
.
.
.
.
.
از طرف انجمن بیکاران اس ام اس باز ایران
.
.
خواستم برات سبزه عید بفرستم…
گفتم شاید طاقت نیاری و تا عید بخوریش…
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
خدایا
دوشنبه 15 اسفند 1390 02:35 ق.ظ

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
زمان ازدواج مناسب
سه شنبه 6 اردیبهشت 1390 09:33 ق.ظ
دانا گفت:زمانی که شخص توانا شود!
پرسیدند:توانا از لحاظ مالی؟جواب داد: نه!
گفتند:از لحاظ فکری؟ جواب داد: نه!
گفتند :خود بگو که ما در این امر چیز دیگری نیست!
دانا گفت:زمانی شخص میتواند ازدواجش پایدار بماند که اگر تا دیروز نانی رابه تنهای می خورد امروز بتواند آن را با دیگری نصف کند بی آنکه اندکی از این مسئله ناراحت شود

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 15 اسفند 1390 11:18 ق.ظ
داستان آموزنده از شیوانا “تحمل درد عشق”
سه شنبه 17 اسفند 1389 10:02 ق.ظ
داستان آموزنده از شیوانا “تحمل درد عشق”
روزی شیوانا پیر معرفت یکی از شاگردانش را دید
که زانوی غم بغل گرفته و گوشه ای غمگین نشسته است.
شیوانا نزد او رفت و جویای حالش شد…
شاگرد لب به سخن گشود و از بیوفایی یار صحبت کرد
و اینکه دختر مورد علاقه اش به او جواب منفی داده
و پیشنهاد ازدواج دیگری را پذیرفته است !
شاگرد گفت که سالهای متمادی عشق دختر را در قلب خودحفظ کرده بود
و بارفتن دختر به خانه مرد دیگر او احساس می کند
باید برای همیشه باعشقش خداحافظی کند.
شیوانا با تبسم گفت :
اما عشق تو به دخترک چه ربطی به دخترک دارد!؟
شاگرد با حیرت گفت:
ولی اگر او نبود این عشق و شور و هیجان هم در وجود من نبود!؟
شیوانا با لبخند گفت:
چه کسی چنین گفته است؟! تو اهل دل و عشق ورزیدن هستی
و به همین دلیل آتش عشق و شوریدگی دل تو را هدف قرار داده است.
این ربطی به دخترک ندارد. هرکس دیگر هم جای دختر بود
تو این آتش عشق را به سمت او می فرستادی.
بگذار دخترک برود! این عشق را به سوی دختر دیگری بفرست.
مهم این است که شعله این عشق را در دلت خاموش نکنی .
معشوق فرقی نمی کند چه کسی باشد!
دخترک اگررفت با رفتنش پیغام داد که لیاقت این آتش ارزشمند را ندارد.
چه بهتر!
بگذار او برود تا صاحب واقعی این شور و هیجان
فرصت جلوه گری و ظهور پیدا کند! به همین سادگی!
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 15 اسفند 1390 11:18 ق.ظ
صبر خدا
یکشنبه 25 مهر 1389 01:57 ق.ظ
عجب صبری خدا دارد! عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم
همان یک لحظه اول
که اول ظلم را میدیدم از مخلوق بی وجدان
جهان را با همه زیبایی و زشتی
بروی یکدگر ویرانه می کردم
*********************************
عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم
كه در همسایه صدها گرسنه
چند بزمی گرم عیش و نوش می دیدم
نخستین نعره مستانه را خاموش آندم
بر لب پیمانه میکردم
********************************
عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم
که می دیدم یکی عریان و لرزان
دیگری پوشیده از صد جامه رنگین
زمین و آسمان را
واژگون. مستانه میکردم
******************************
عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم
نه طاعت می پذیرفتم
نه گوش از بهر استغفار این بیدادگرها تیز کرده
پاره پاره در کف زاهد نمایان
سبحه صد دانه می کردم
**********************************
عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم
برای خاطر تنها یکی مجنون صحرا گرد بی سامان
هزاران لیلی ناز آفرین را کو به کو
آواره و دیوانه می کردم
*************************************
عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم
بگرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان
سرا پای وجود بی وفا معشوق را
پروانه می کردم
*********************************
عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم
به عرش کبریایی با همه صبر خدایی
ا که می دیدم عزیز نابه جایی
ناز بر یک ناروا گردیده خواری می فروشد
گردش این چرخ را
وارونه بی صبرانه می کردم
*********************************
عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم
که می دیدم مشوش عارف و عامی
ز برق فتنه این علم عالم سوز مردم کش
به جز اندیشه عشق و وفا معدوم هر فکری
در این دنیای پر افسانه می کردم
*************************************
عجب صبری خدا دارد چرا من جای او باشم
همین بهتر که او خود جای خود بنشسته و
تاب تماشای تمام زشتکاری های این مخلوق را دارد
و گر نه من به جای او چو بودم
یک نفس کی عادلانه سازشی با جاهل و فرزانه می کردم
عجب صبری خدا دارد عجب صبری خدا دارد

بازم اشکام دنبال بهونه ان نمی دانم چرا عوض اینهمه درد حتما باید تنها شم تا گریه کنم ...بازم توان گفتن ندارم .. توان آنکه بگویم .. من .. تو... چرا . این هوای خفه .. نسیب منو توست... دوریت تنها برای من تبدیل به قطعه ها شده و نمی گزارد تا اسم ات را داد بزنم و باید در قلبم نگه دارم باشد بازم تنها ی را برای تو گذاشتم و نهادم عمر را با اینکه حرفام ادامه داره میگریم تا ببینی که همانم که .............. می گفت : ای کاش میشد سرنوشت را ازسر نوشت ووو ای کاش این دل پر رمزوراز/ نداشت ان همراز 
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 15 اسفند 1390 12:12 ب.ظ
دل من تنها بود
یکشنبه 25 مهر 1389 01:47 ق.ظ
دل من تنها بود
دل من هرزه نبود
دل من عادت داشت که بماند یکجا
به کجا؟
معلومست ، بدر خانه ی تو
دل من عادت داشت که بماند آنجا
پشت یک پرده ی توری
که تو هر روز
آن را به کناری بزنی
دل من ساکن دستان تو بود
دل من گوشه ی یک باغچه بود
که تو هر روز به آن مینگری
راستی دل من را دیدی؟

بیچاره دل من كه خوش است به آن دل


آن دل كه خوش است به باران
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 15 اسفند 1390 11:25 ق.ظ
تنهاااااااااا
یکشنبه 25 مهر 1389 12:27 ق.ظ
تنها در میان تن ها چه عاشقانه ماندم
در بیهودگی انتظار پیوستن به تو چه بی صبرانه مانده ام
چه خوانا دوریت را برسردر خانه نوشته اند
و من در نخواندن آن چه پافشارانه مانده ام
چه بسیار است دو روئی ها فراموش کردن ها و گسستن ها
و من در این همه چه صادقانه مانده ام
رفیقان همه با نارفیقی خود رفیقند
من هنوز با آنان چه دوستانه مانده ام
خاستگاه من کجاست ؟ که من آنجا سکونت خواهم؟
من در پیماندن راه چه عاجزانه مانده ام
تنها در میان تن ها چه عاشقانه مانده ام
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 15 اسفند 1390 11:20 ق.ظ
تبلیغات 



